UNSUBSTANTIALITY
همیشه هنگام عبور کردنت نسیم خنکی مرا در آغوش می گیرد و من عشق بازی می کنم با صدای زمزمه وارش که زیر لب می گوید: زفال و حال و یار و دل بر گذر
bring me forth another dream
همیشه هنگام عبور کردنت نسیم خنکی مرا در آغوش می گیرد و من عشق بازی می کنم با صدای زمزمه وارش که زیر لب می گوید: زفال و حال و یار و دل بر گذر
جام شراب من تویی ، باده ی ناب من تویی
راحت خواب من تویی،شخص دگر نمی شود
پی نوشت: از خودمان شعر در کردیم
این چند وقت رو که مرور می کنم به تکه خرده های دلم می رسم... احتیاط کن دستت رو نبرن...
یه جورایی نمی تونم ازشون دل بکنم...ولی با این حال اینبار دور می اندازمشون...انگا همین دیروز بود یا شاید هم دیگر وقتش شده که از خیر این خاطرات صد من یه غاز بگذرم...می خوام لباسای سیاهمو عوض کنم...میدونی چند وقت می شه یه دل سیر غذا نخوردم...فقط به خاطر توهم با تو بودن...یاد اون روزهایی که بهم می گفتی من زن چاق نمی خوام...اصلا می خوام چاق بشم...انقدر چاق بشم که دیگه تو پوستم جا نگیرم...یادم می یاد می گفتی از بوی کنزو بدت می یاد...امروز سر راهم یه شیشه بزرگ کنزو خریدم...امروز یه سر هم رفتم ونک...همونجای همیشگی...زیر سایه تلفن عمومی روبه روی داروخانه...منتظر نشدم که بیای...رفتم...چه لذتی داشت وقتی خیالت رو دنبال خودم می کشیدم...با خیالت زندگی کردن رو بیشتر از خودت دوست دارم...خیالت آروم و سر به زیره...به دختر های کوچه ما با هیزی نگاه نمی کنه...هر جا من برم میاد...فکر می کنم خیالت رو بیشتر از خودت دوست داشته باشم... خیالت حتی به من میگه: عزیزم غذا بخور لاغر شدی...آخ که چقدر خیالت مهربونتر از خودته...برای دیدنش نباید کلی هماهنگی کنم...می دونم کم کم داره حسودیت می شه...ولی باید قبول کنی هر طوری هم که حساب کنیم اون از تو بهتره... ولی هنوز هم نمی تونم عادت نوشتن برات رو ترک کنم... قلمم فقط برای تو می نویسه...برای تو... اگر چند وقت تحمل کنی نوشته هامو فکر کنم اینم از سرم بپره...فقط برای خیالت بنویسم...اون رو ببوسم و در آغوش بکشم...اینطوری بهتره!
خوب ۱...۲...۳...شروع!
۱-اولین آرزوم اینه که کنکور امسال هنر قبول شم!
۲-دومین آرزوم شخصیه...!
۳-حذف شد...
۴-چهارمین آرزوم واسه آوا دوستمه که اونم شخصیه!
۵- این هم به یک سری دلایل حذف شد!
۶-این آرزوم واسه مسیحا ست که پاش زود خوب بشه!
۷-این آرزوم ماله ساهاک دلم می خواد زود بیاد تهران و...
۸-این آرزو هم ماله محسن که امتاحانای خودش و یونیکش خوب بشه!
۹-این آرزو واسه مهدی که سرعت آپش رو یکم کم کنه که من برسم برم بخونمشون!
۱۰- دلم یه جعبه مداد رنگی ۴۸ رنگه فبر کستل می خواد!
۱۱- دلم کتاب ۱۹۸۴ جرج ارول رو می خواد!
۱۲- دلم یه مهمونی شاد بزن بکوب می خواد.
۱۳-دلم یه ماشین گاز سوز می خواد که بتونم باهاش همه جا برم بدون دقدقه بنزین!
۱۴-دلم یه عروسک نرم می خواد.
۱۵- دلم ۱۰۰۰ تا آبنبات چوبی می خواد.
۱۶- یه دیکشنری گنده می خوام...رو گندش خیلی تاکید دارم!
۱۷-دلم یه بچه سنجاب می خواد...بچه خرگوش یا بچه گربه هم قبوله!
۱۸-دلم می خواد همه کسایی که تا حالا می اومدن اینجا از این به بعد هم بیان!
۱۹-دلم می خواد بتونم هم بخندم هم گریه کنم...همزمان!
۲۰-دلم می خواد مارکز و ابی رو از نزدیک ببینم!
۲۱-دلم می خواد ۳۰ سالگی بمیرم!
۲۲-دلم می خواد حال ۴ نفر رو بدجوری بگیرم...نفری یدونه محکم هم بزنم تو گوششون!
۲۳-دلم میخواد دوباره ۶سالم بشه.
۲۴-دلم می خواست آرزو هام از این جالب تر بودن!
۲۴-دلم یه هواپیمای اختصاصی با خدمه می خواد
۲۵- دلم یه لباس عروس می خواد...لطفا به این آرزوم نخندین!!!
۲۶-دلم یه شب پیاده روی کنار ساحل می خواد.
۲۷-دلم یه بوس می خواد.
۲۸-این آرزو هم ماله عکاس باشی و بانو...همیشه خوشحال باشین!
۲۹- امیدوارم امین یه دوست دختر باحال گیر بیاره...شما هم بگین آمیییییین!!!
کلی آرزوی دیگه هم دارم که اونا رو بعدا می گم!
اینا رو هم دعوت می کنم:مهدی و مسعود و ساهاک و صابر وآیدا...برین حالشو ببرین!