دنبال یه سوراخ می گردم تا انگشتمو تا ته توش فرو کنم...
فداکاریه خونم از نوع پتروس پایین اومده!
+ نوشته شده در
2007/11/20ساعت 1:7  توسط افیون
|

اگه روزی تونستی خودت رو ببخشی می تونی انتظار داشته باشی که منم ببخشمت عزیزم!
+ نوشته شده در
2007/11/15ساعت 15:48  توسط افیون
|
شما که نمی توانید روی حرف خودتان بایستید...
پس چرا انقدر حرف می زنید؟
+ نوشته شده در
2007/11/12ساعت 1:21  توسط افیون
|
دیوانگی رابطه مستقیم با این دارد که شما در خیابان هویج نخورید و آهنگ زمزمه نکنید!
+ نوشته شده در
2007/11/5ساعت 21:54  توسط افیون
|
امروز تو مترو یه زنه داشت به دخترش می گفت: دختر پادشاهم که باشی بازم شوهر می خوای... بذار این خواستگاره بیاد...شاید نظرت عوض شد!
ما هم انقد مشعوف شدیم که دختره فهمید و چپ چپ نگامون کرد!
+ نوشته شده در
2007/11/2ساعت 16:39  توسط افیون
|
به سختیه سنگ هم که باشی باز چیزی برای سوراخ کردنت وجود داره...
+ نوشته شده در
2007/10/29ساعت 21:27  توسط افیون
|
بالاخره
عکاس باشی هم تصمیم گرفت دست
بانوی اردیبهشت و بگیره و از این جهنمی که اسمش ایرانه بره...
پی نوشت:فکر نمی کردم...ولی دلم خیلی براتون تنگ می شه!
پی نوشت2: کاش کار محسن هم درست شه و دست یونیک بانو رو بگیره و بره!
نمی بخشمتون...همتون دارین می رین!
+ نوشته شده در
2007/10/28ساعت 21:20  توسط افیون
|
شاید باید خودشو یه سال می کشید جلو...آخه همه تاریخ ها رو به جای 1386 می زد 1385
.
.
.
!؟
+ نوشته شده در
2007/10/27ساعت 18:40  توسط افیون
|
+ نوشته شده در
2007/10/26ساعت 13:44  توسط افیون
|
با سر به دیوار کوبیدن نمی تونی به هیچ نتیجه ای برسیعزیزم!
+ نوشته شده در
2007/10/24ساعت 0:16  توسط افیون
|