تبليغاتX
Opium

Opium

bring me forth another dream

miss

می خوام برم گم شم!


لطفا دنبالم نگرد...
+ نوشته شده در  2007/12/20ساعت 22:21  توسط افیون  | 

میدون بربادرفته ی ولیعصر و شیر کاکائوی داغ...


چقدر زیبا بودی پریچهر و حسن چقدر عاشقت
این خر مهره هم برای تو...

سیاه و سفید با نقاشی های سکشوال
از اون بالا بیا پایین...


اداو تولدت مبارک!
+ نوشته شده در  2007/12/19ساعت 21:5  توسط افیون  | 

مخمل نمی بافی؟

از توبه ی نصوح تا س.ک.س و فلسفه!

این است سیر تکامل بشری...
 
+ نوشته شده در  2007/12/18ساعت 14:35  توسط افیون  | 

روزنامه نگار عجول

فحش بده...
کتکم بزن...

اما تحقیرم نکن!



پ.ن: رضا جون شرمنده! ( هیچ ربطی به متن این پست ندارد)
 
+ نوشته شده در  2007/12/16ساعت 19:58  توسط افیون  | 

W30

شاید یکی از بزرگترین لذت های دنیا با خیال راحت و بدون استرس ریدن باشه...


+ نوشته شده در  2007/12/14ساعت 15:48  توسط افیون  | 

F.U.C.K.E.D U.P

این روزها همه در حال فاکیدن هم هستند!!!

شما چطور؟



+ نوشته شده در  2007/12/5ساعت 21:29  توسط افیون  | 

خداوند هم روزی می میرد...

 

باور کن!

.

.

و شاید بهشت گمشده اش همان قلب من باشد...

+ نوشته شده در  2007/12/5ساعت 20:13  توسط افیون  | 

AMPOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOLLَ


من عاشق پیرزن های تزریقاتی آرایش کرده شدم!



+ نوشته شده در  2007/12/2ساعت 20:50  توسط افیون  | 

MathsSs

کسینوس زاویه حاده شباهت زیادی به قیافه ی همون مادر ...ه داره که باعث شد من این ترمم ریاضی بردارم!
+ نوشته شده در  2007/11/29ساعت 10:17  توسط افیون  | 

لعنت خدا به این سه شنبه ها...


+ نوشته شده در  2007/11/27ساعت 19:15  توسط افیون  | 

ضرورت وجود WC

پسر: بهترین زن دنیا رو هم که داشته باشی ولی خونه ت WC نداشه باشه بدبختی!

من: ...

دختر:  اگه اینطوره بهترین شوور دنیا رو هم داشته باشی ولی خونه ت WC نداشته باشه هم بدبختی!

 من : بچه ها دعوا نکنید...آخه کدوم زن و مرد عاقلی حاضر می شه تو خونه ی بدون WC زندگی کنه؟
+ نوشته شده در  2007/11/26ساعت 20:11  توسط افیون  | 

عاشقانه مثل چیز!!

این پسره آبستن بیکار مارو به این بازیه دعوت کرد:

از کليه ي فارغان محترم دعوت مي کنيم که ديدگاه حکيمانه ي خود را راجع به عشق به هر صورتي که صلاح مي دانند ( اعم از نقاشي . مقاله . شعر . انشا . اس ام اس، پوستر و غيره ) در يک پست تشريح نمایند و هر چند نفر رو که می خوان دعوت کنن.

عاشقانه ی من: فیلمنامه ای در 3 اپیزود

اپیزود اول: دوستت دارم دماغو

توی یه ماشین باکلاس یه دختر و پسر در حال بحث کردن... دوربین از پنجره میاد تو و صدای آنها شنیده می شود...
پسر: یادت میاد اون دفعه جلوی دوستام چقدر به خاطر تیپت ضایع شدم؟...با این لباسای زاغارتی که می پوشی... اخلاقتم که ماشالله رو دست نداره... اصلا هم که خوشگل نیستی... باباتم که مسافر کشه... ولی با تمام این حرف ها من دوست دارم و با همه ی دنیا به خاطر تو می جنگم...

اپیزود دوم: حق با توئه

تو یه کافی شاپ یه گوشه ی دنج... با اومدن پیشخدمت صدای یک دختر و پسر شنیده می شود...
دختر: آخه چرا یه دفعه؟
پسر : ببین عزیزم تو بهترین دختری هستی که هر پسری آرزو داره باهاش دوست بشه... من با تو به خیلی چیزا رسیدم...تنهایی هامو خیلی خوب پر کردی...ما خاطرات خیلی خوبی با هم داریم...اصلا من توی تمام دختر هایی که می شناسم تو تکی...ولی عزیزم من مشکل دوست داشتن دارم...خودت هم خوب می دونی نمی تونم کسی رو دوست داشته باشم...اصلا احساس ندارم...پس بهتره همین جا کات بشه...

اپیزود سوم: بستگی داره

یه دختر و پسر در حال راه رفتن در کنار هم توی خیابون زرافشان...برگهای زرد همه جا رو پوشوندن... بارون نم نم در حال باریدن است... دوربین از بالا آرام جلوی دختر و پسر می آید... پسر نگاهی به دختر می کند و لبخند می زند...دختر به او خیره می شود و سرش را پایین می اندازد... پسر هم پایین را نگاه می کند و به راهشان ادامه می دهند... دوربین رفتنشان را تا آخر خیابان نگاه می کند...



ما هم اینها را می دعوتیم باشد که استجابت کنند: الاغی که یونجه را می فهمید(آیس)، مینیمال های من (ماشروم)، مت آمفتامین، هارد(LSD)


+ نوشته شده در  2007/11/22ساعت 21:50  توسط افیون  |