تبليغاتX
Opium

Opium

bring me forth another dream

کلاس...

قبلنا مردم واسه کلاس، گیتار با خودشون اینور اونور می بردن...

حالا سنتور می برن...

احتمالاَ در آینده کار به پیانو می کشه!

+ نوشته شده در  2008/5/20ساعت 22:38  توسط افیون  | 

آگهی

به یک عدد خانم قدبلند و لاغر با ظاهری آراسته با چشم های سبز و موهای طلایی و لب های قلوه ای مسلط به کامپیوتر و آشنا به زبان خارجی جهت انتقال آرشیو به وردپرس و یک سری کارهای اداری دیگر نیازمندیم.

یک قطعه عکس و شماره خود را بگذارید حتما با شما تماس خواهیم گرفت!
+ نوشته شده در  2008/5/19ساعت 21:5  توسط افیون  | 

almighty god


خدا جان می شود در ایام امتحانات از ما بکشی بیرون و با بقیه ی بندگانت سرگرم باشی؟

+ نوشته شده در  2008/5/18ساعت 21:59  توسط افیون  | 

می روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش...



گرچه تو خود تنهاتر از من می روی
+ نوشته شده در  2008/5/17ساعت 1:56  توسط افیون  | 

سنتوری...


خدا لعنت کنه داریوش مهرجویی رو که از وقتی علی سنتوری رو ساخته دیگه آدم نمی تونه سنتور با خودش سر تمرین ببره...



+ نوشته شده در  2008/5/16ساعت 0:42  توسط افیون  | 

اصولاَ 4

اصولاَ همیشه موقع امتحان که می شه یه سری کتاب جذاب و کم یاب و خوندنی با محدودیت زمانی به دست آدم می رسه... مثل الآن
+ نوشته شده در  2008/5/15ساعت 1:32  توسط افیون  | 

تو که بچه باز نبودی...


می شه لطفا بچگی هامو پس بدی؟

+ نوشته شده در  2008/5/11ساعت 23:7  توسط افیون  | 

های بانو

بانو

بانو

تولدت مبارک...

فقط همین!

+ نوشته شده در  2008/5/10ساعت 22:35  توسط افیون  | 

فکر می کنم چیزی در من تمام شده..



کودکیم را از دست داده ام...
یک سلسله اتفاقات نه چندان خوب تمام شادی کودکانه ام را از من گرفت
.
.
.
آرزو می کنم کاش هیچ وقت وابسته ات نشده بودم...


پی نوشت: مدتی زمان نیاز دارم تا خودم را پیدا کنم!
+ نوشته شده در  2008/5/6ساعت 2:50  توسط افیون  | 

precept tour

امروز به دلیل سیگار کشیدن در یک محیط فرهنگی مثل حیاط نمایشگاه کتاب ارشاد شدیم!

جالبیش اینجا بود که شاکیه خصوصی داشتیم و این فرهنگ بالای مردم فرهنگی رو نشون میده!





پی نوشت: این توالت های فرهنگی عجب فرهنگ بالایی دارند!
پی نوشت 2: پلیسه تا منو دید گفت : معتادی؟ سابقه ی اعتیاد داشتی؟
+ نوشته شده در  2008/5/4ساعت 23:10  توسط افیون  | 

i have been addicted to you

افیون را بردند به یکی از همین مراکز ترک اعتیاد تا اندیشیدن به تورا ترک کند...
.
.
.
.
.
.
بیچاره افیون دوام نیاورد

خودش را کشت!
+ نوشته شده در  2008/4/29ساعت 22:2  توسط افیون  | 

اوه اوه

دیدی ریدی تو* دنیا...



* بعدا به متن اضافه شده! برای وزن بیشتر می توانید بدون کلمه ی تو بخوانید...
+ نوشته شده در  2008/4/28ساعت 22:25  توسط افیون  | 

رای دهندگان محترم، فرزندان ایران زمین از همه شما متنفرم

نه شمایی که برای حفظ آرمانهایتان حماسه آفریدید...

از شمایی متنفرم که فقط برای داشتن آن لکه ی کوچک جوهر در آخر شناسنامه هایتان پای صندوق های رای رفتید...
+ نوشته شده در  2008/4/26ساعت 0:22  توسط افیون  | 


در این زمانه ی بی هیاهوی لال پرست

خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
+ نوشته شده در  2008/4/25ساعت 0:44  توسط افیون  | 

بدجوری...


دلم برای درختهای توت کنار خیابون بدجوری می سوزه!





پ . ن : این الیاس حضرتی ( مدیر مسئول اعتماد) با پول حق التحریر من داره واسه انتخابات تبلیغ می کنه!
+ نوشته شده در  2008/4/23ساعت 21:19  توسط افیون  | 

brthdy

یکی برایم بلست گذاشت...چندتایی کتاب و لباس...تو هم آمدی که روزم را شاد کنی و خداوند هم که زمان را متوقف کرد...من خوشبخت نیستم؟



 زویی : لعنتی تو خیلی مغروری ،خیلی!

من : این یک جمله ی عاشقانه بود؟
+ نوشته شده در  2008/4/22ساعت 14:38  توسط افیون  | 

راستی فردا...

هیچی

بیخیال!
+ نوشته شده در  2008/4/20ساعت 21:3  توسط افیون  |